خرید بک لینک

درباره سایت

محفل ادبی ممسنی

شعرهای عاشقانه ام بافته انگشتان توست و ملیله دوزی زیبایی ات. پس هرگاه مردم شعر تازه ای از من بخوانند تو را سپاس می گویند. * تمام گل هایم محصول باغ تو باده ام ارمغان تاک تو انگشتری هایم از کان طلای توست و شعرهایم امضای تو را در پای خود دارد. * ای که قامتت از بادبان بالاتر و فضای چشمانت گسترده تر از آزادیست تو زیباتری از کتاب های نوشته و نانوشته من و سروده های آمده و نیامده ام. * نمی توانم زنده بمانم بی هوایی که نفس می کشی بی کتابی که می خوانی بی قهوه ای که می نوشی بی آهنگی که می شنوی. * عشق این است که جغرافیایی نداشته باشد و تو تاریخی نداشته باشی عشق این است که تو با صدای من سخن بگویی با چشمان من ببینی و هستی را با انگشتان من کشف کنی. "نزار قبانی"

امکانات وب

-->-->-->-->-->-->-->
صداÙx8aاب -->-->-->

Ùx83د Ùx85اÙx88س


زنده یاد قیصر امین پور

 

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
          به نرده های ایستگاه رفته
                                     تکیه داده ام!

برچسب: قیصر امین پور, نویسنده: جودی ابوت تاريخ: جمعه 3 خرداد 1392 ساعت: 17:58

صفحه بندی